
دانه های آبان را سر انداختمxa0 سی دانه ...xa0 xa0 یک عشق از زیر ، یک خوشی از رو تا گره بخورند در هم xa0شالی شود بر روی دوشت xa0 تا از سردی روزگار نرنجی !!!!!...
ادامه مطلب
وقتی بغض گلویم را آنچنان می فشارد که اشکم در می آیدxa0 یادم می آید تو نیستی ... تو نیستی که شهر این چنین نفس گیر شده است ... xa0...
ادامه مطلب