قبل از آمدن بهار سبـزه میاندازد
میخواهد به بهار بگوید ...
ببین بهار آنقدر بیقرارت هستیم
که از شوق خودمان سبز شدهایم
با اطمینـان برگرد •••
ما هم ...
اگر از این دیار یـخزده خسته شدهایم
اگر تحمل ســرمای استخوان شکن زمستان طولانی دنیا را نداریم
و اگر واقعا منتظـــر بهاریم
باید بیقـــراری شویم ...
باید بذر پاکی را در وجودمان سبزه بیندازیم ...
جــوانه بزنیم ...
باید بوی بهار را بیاوریم ...
تا حضرت بهـــار برگردد •••
جانم . ...
از این زمستان خستهایم
خیـــلی خسته ...
بهــــارم نمیآیی؟
ما را در سایت اولین عشق من ، مدیرم بود دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91