گفتی نترس تا که به دریا دلی زنیم
گفتی و سالهاست که رودم ولی تو نه!
با من کدام حادثه را بوده ای که من _
از اتفاقِ عشق کبودم ولی تو نه!
از باغبان گذشتم و تنها برای تو
با ترس و لرز سیب ربودم ولی تو نه!
عید آمد و به حرمت دیدارِ عاشقان
از آینه غبار زدودم ولی تو نه!
دوش عطر محرمانه یمان دست باد بود
من راز دار عشق تو بودم ولی تو نه!
برچسب:
نویسنده: رضا اسدیپور